تبلیغات
کوچه باغ شعر - میتوانی
کوچه باغ شعر
یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : یگانه
 

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی


ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی

من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی


آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛

چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی


من و تو
مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی


دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی


گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی


در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است

می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی


می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی


بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی


مهدی فرجی


یادش به خیر همین چند وقت پیش بود .........شب شعر دانشگاه استاد خودشون اموده بودن این شعروووو
با چنان احساسی خوندن ...........




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:55 ق.ظ
Useful information. Fortunate me I found your web site unintentionally,
and I am stunned why this accident did not came about in advance!
I bookmarked it.
جمعه 13 مرداد 1396 10:06 ب.ظ
Very good info. Lucky me I ran across your site by chance (stumbleupon).
I have bookmarked it for later!
دوشنبه 13 شهریور 1391 05:55 ب.ظ
سلام یگانه جونم.........
یادش به خیر منم بود .........
یگانه دلم واست تنگ شده یكم بیا جلو
یگانه سلام عزیز دلم........
اره واقعا یادش به خیر........
اومدم جلو .........منو محكم بگیری تو بغاتااااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام
دانشجو هستم و عاشق هنر .......
ادبیات ، شعر ، داستان و
حتی فیلم نامه نویسی و نقد سینمای ایران .....

بیشترین تلاشم رو میکنم تا شما رو
با اخبار به روز سینما ، اموزشی
فیلم نامه نویسی و شعر اشنا کنم
امیدوارم که بتونید استفاده کنید

مدیر وبلاگ : یگانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :