کوچه باغ شعر
شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه
عمر شیشه عطر است، پس نمی ماند
پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد
که روی آینه جای نفس نمی ماند

طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند
که عشق جز به هوای هوس نمی ماند

مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان
که این طبیب به فریادرس نمی ماند

من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچ کس نمی ماند

فاضل نظری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه
دوباره اتَش زده بر قلبِ نازکِ سیگار

هوای سرد و تو و فندک و پُک سیگار

تو طبقِ عادتِ هر روز می‌نویسی باز

به روی صندلیت «عشق» با نوکِ سیگار

و سرفه می‌کنی و یادِ حرف‌های منی

که گفته بوده‌ام انگار با تو که سیگار،

برای حنجره‌ات خوب نیست دست بکش

و دست می‌کشی از آخرین پکِ سیگار

نه! جای پای کسی نیست جز خودت این‌جا

فقط زمین و تن بی‌تحرکِ سیگار

کسی نمی‌رسد از راه، سخت می‌رنجی

و می‌روی که ببینی تدارکِ سیگار

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای مهال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر دود لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم

شاعر:پائولو

ترجمه احمد شاملو

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان موجی است
که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست

آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست

آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست


گفتم  شاید تاثیر گذار باشهههه............





نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه

آدم ها

آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط درباره چیزها سخن می گویند

آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

***

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های كوچك بی دردند

***


***

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

***

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

***

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد

آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

***

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های كوچك مسئله ندارند

***

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن بر می گزینند

آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار ، فرصت سكوت را از خود می گیرند

***






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : یگانه

پف کرده بود چشمش و با گریه می چکید

دیگر بس است خسته شدم پرده را کشید

تا کی کنار پنجره آرام و بی صدا

در انتظار آمدن و وعده و وعید

تنهاترین بمانم و در فکر این که او

شاید در انتهای محالی به من رسید ؟

اول بلند شد و نفسی تازه کرد و بعد

دستی به گیسوان پریشان خود کشید

ابی به پلکهای ورم کرده اش که زد

از لا به لای هر مژه اش غصه ای چکید

در چشمهای آینه خود را نشاند و گفت :

این بار جور دیگر  از اول و با امید

افسوس بغض راه دلش را گرفته بود

قلبش کلام تازه او را نمی شنید

برگشت پشت پنجره ،چشمش به کوچه باز

در انتظار تازه دلش تندتر تپید  






نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


سلام
دانشجو هستم و عاشق هنر .......
ادبیات ، شعر ، داستان و
حتی فیلم نامه نویسی و نقد سینمای ایران .....

بیشترین تلاشم رو میکنم تا شما رو
با اخبار به روز سینما ، اموزشی
فیلم نامه نویسی و شعر اشنا کنم
امیدوارم که بتونید استفاده کنید

مدیر وبلاگ : یگانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :