کوچه باغ شعر
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : یگانه

سلام...........

تصمیم گرفتم امروز یکی از شعر های نو خودم رو واستون بزارم البته نمیدونم چقدر ازش خوشتون بیاد ولی لطف کنین  نظر بدین

تصویری از لبخند :

سلامت میکنم شاید

دوباره باز به یادم  بیفتی

نگاهت میکنم شاید صداقت را دوباره باز درمنم پیدا کنی............... و گرمم دست بفشاری

و دستم از دست تو گیرد گرمای نفس گیر..............و گرماگر یک صحبت 

دو لحظه ؛ تصویری از لبخند .........نگاهت را به امواج خروشان نگاهم گره اندازی

و من از شرم دوستی هامان بگویم باز شرمنده..............

اگر روزی روزگاری فصلی بر من رفت

نا اشنا با تو نگاهت را ندیدم

لحظه ای بی تو بی اندیشه ات

با حس جدایی از تمام انسانهایی که اکنون در کنارم می زییند

میان این دالان تو در تو

در این حصار جسم خاک اندودبا احساس بشر تنها بشر بودن

فکر کردم زندگی کردم ..............

باز شرمنده ، نگاه شرمگینم را بشناس .........مرا بشناس .........

یک ...حتی با خویشتن با تو و انچه در موهومات ذهنی جای داده و ان حسی که  خود نمی دانم کجا باید به دنبالش بگردد

و تنها یک غریبه با کوله باری از احساس کذب بودن ...........زندگی کردن .......

دوباره باز سلامی میکند ........و با گرمی دستت میفشارد باز .........

میدونم که این شعر یکی از ب خاصیت ترین شعر های نویی که تا به حال گفتم ........ولی خوب ببخشید ...

اگه یه ذره شعر رو سریع بخونید حالت موسیقاییش بیشتر میشه ...............

دیگه ببخشید

  

 

 





نوع مطلب : دفتر شعر من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 مرداد 1390 :: نویسنده : یگانه
بارونی
دلم هوای یک شب بارانی کرد
ویک نگاه گرم ودو چشم اسمانی کرد
دلم هوس کرد که بی هوا بپرد
میان مهلکه ای که عشق ،اشنایی کرد
گوش کرد که یک نفر اهسته می خواند
که عشق بود ادمی را جاودانی کرد
درون یک خروش عظیم نفس نفس می زد
دمادم دست و پای ، نگاه به اسمانی کرد !!
و حسرتی که هنوز بود و برگشته بود
چگونه بعدازین همه تجربه ،سرگرانی کرد
نگاه کرد که از درون عطش جوشید
غمی که در میان غمی بی امانی کرد (حال من الان ...)
کم کم داشت، دستم میامد حماقت است آری
دلم دوباره هوسی ماورائی کرد




نوع مطلب : دفتر شعر من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 مرداد 1390 :: نویسنده : یگانه

از کوچه باغ های شعر تو عبور می کنم

یاد تمام  خاطرات  دورا دور می کنم

گذشت سهم  رویای  شادی  من

فردا دوباره باز یاد آن حال و شور می کنم

سهم دلم بودی  ولی آخر چه  زود

رفتی و نفس کشیدن را به خود زور می کنم

گاهی دلم میخواهد از صخره  بپرم

کاهی هوای عشق تو بد جور می کنم

امروز در غروب نفس گیر جمعه

آن اشک های همیشگی دل را ، مستور می کنم

گویند دیوانه ام که به  یاد  تو هر  روز

تا شب مدیحه می سرایم و خود را کور می کنم

بگذار تا آنان بگویند دیوانه است ،آری

آنان ندیده اند آنجه من ازتو دیده پرنور می کنم

میدانم عاشقم وازین عشق سر خوشم

تا بیکران به یاد رخت سینه پر زغرور می کنم





نوع مطلب : دفتر شعر من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


سلام
دانشجو هستم و عاشق هنر .......
ادبیات ، شعر ، داستان و
حتی فیلم نامه نویسی و نقد سینمای ایران .....

بیشترین تلاشم رو میکنم تا شما رو
با اخبار به روز سینما ، اموزشی
فیلم نامه نویسی و شعر اشنا کنم
امیدوارم که بتونید استفاده کنید

مدیر وبلاگ : یگانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :